فريدون بن احمد سپهسالار

152

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

جلال الدين فريدون المشتهر بعارف ، نور اللّه ضريحه . در حال حيات حضرت خداوندگار بوجود آمد . بعد از وجود حضرت خداوندگار قدس سره او را بياورد و در آستين نهاد و حركات و سماع فرمود و دربارهء او عنايت بسيار كرده ، لقب خود را بديشان ارزانى فرمود و بنام عارف خواند و آب معرفت را در جوى سينهء او روان كرد بعد از نقل سلطان ولد بر تخت ولايت و خلافات آبا و اجداد خويش مستوى شد و كافهء صادقان را بوجود شريف خود مزين و مشرف گردانيد و طريق صدق و نياز را و ترك ما سوا اللّه و مجاز را بر همه هويدا كرد و سلاطين و امراء و افاضل و كبراء از محبت و اخلاص بديشان ارادت آوردند و فرمان و اشارت او را منقاد شدند و عزت نفس خود را در آن دانستند . كلمات و غزليات دارد ، مشحون بفنون غرايب و حقايق ظاهرى و باطنى آراسته و همتى عالى و كرمى بىحد . خلقى فايض بر خاص و عام چون آفتاب و جدى و بسطى باعتدال چون نسيم بهار ، از تكلف و رعونت دور . اگر در بيان اخلاق و صفاتش شروع رود بتطويل انجامد ، اما بحسب تبرك از هر بابى فصلى و از هر انبارى مشتى واجب نمود آوردن . انتقال حضرتش قدس سره روز سه‌شنبهء بيست و چهارم ماه ذىالحجه سنهء تسع عشر و سبعمائة « 1 » ازين تنگناى جهان بدار الامان و بيت الجنان رحلت كرد و باصل و جنس خود پيوست . مريدان و عاشقان در شهر و مقام مراسم عزاى آن نازنين جهان تقديم داشتند و در مراثى قصايد پرداختند ، رحم اللّه الماضين و ادام دولة الباقين .

--> ( 1 ) - سال 719